......سلاخ نمی گریست..تمارض می کرد
که چه؟
روشنفکر شد
برحال خود و خلق گریست
و ایزد برقلبش پنجره ای گشود
که آنها را واگذارو به ما پیوند
حال روشنفکر را آویزان می کنند و
پنجره را می بندند
تا به ایزد
بی ایمان شود....
عجب
چه قدر اختلاف است بین زمان ما وجنید
تنها اشتراکش
ایزد است
که راه را برخودنیزبسته می بیند
وناله ها از چاه
هنوز برپاست...


0 Comments:
Post a Comment
<< Home